فطرس شفا رسیده بیا بال و پر بگیر
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید200+
فطرس شفا رسیده بیا بال و پر بگیر از آستانِ یوسفِ زهرا ثمر بگیر روحالامین به برْکتِ خورشیدِ کربلا اِحیا بگیر امشب و قرآن به سر بگیر میکالْ سفرهیِ کرمِ شاه وا شده از جیرهیِ خداییِ او برگ و بر بگیر ارباب آمده ملکُالموت گوش کن نوبت اگر رسیده به ما سادهتر بگیر هان اِی سفیرِ روزِ جزا دلبر آمده در صورِ خود بِدَم به خدا محشر آمده بر رویِ دستِ فاطمه خورشید جا گرفت گریه نگو حسین دَمِ ربَّنا گرفت خیره شد آسمان به سویِ گاهوارهاش آمد حسین و هروله در عرش پا گرفت بعد از سه روز شیر نخوردن به جایِ شیر از سینههایِ مادرِ خود غصّه را گرفت مرشد رسید و گفت خدا میدهد صله زهرا حوالهیِ حرمِ کربلا گرفت مادر برایِ هر شبِ جمعه حواله خواست روزیِ اشک و روضه به همراهِ ناله خواست شبهایِ جمعه فاطمه مهمانِ کربلاست روزیِ عرش ذرّهای از روضهیِ شماست تو ذرّهپروری و منم ذرّه یاحسین هر کس که ذرّهیِ حرمت بوده با خداست آئینهای و در تو هویداست نورِ حق این وجهِ مصطفاییِ زهرا و مرتضاست همبازیِ کریمی و بازیِ تو کرم مِهرِ تو مُهرِ مغفرتِ ذاتِ کبریاست اُسطورهیِ شجاعت و ایثار و غیرتی تو بهترین بهانهیِ حق بهرِ خلقتی عاشقترین روایتِ عشق و وفا حسین قبلهشناس و قبله و قبلهنما حسین من کمترین غلام و تو کاملترین سلام مدّاحِ تو نبود و نشد جز خدا حسین نامت قرارِ سینهیِ عبّاس و زینب است ردِّ عبورِ اسبِ تو در عرشها حسین تو روضهخوانِ بطنِ پر از دردِ مادری در روضهات خدایِ تو صاحبعزا حسین از رویِ نیزه خیره دو چشمت به راهِ یار ذکرِ تو ضربهیِ دل و لبهایِ انتظار