غیر از علی امیر به دردم نمی خورد
سید عسکر رئیس السادتپسندیدن0
بازدید7
غیر از علی امیر به دردم نمی خورد جز بیعت غدیر به دردم نمی خورد گیرم به فرض معنی حب می دهد ولا پس حبِّ هر حقیر به دردم نمی خورد چون پادشه ز دار جهان پر کشید و رفت بعدش به جز وزیر به دردم نمی خورد تنها صراط اوست که می آورد نجات پس غیر این مسیر به دردم نمی خورد دریای علمِ اوست چو بی ساحل و کبیر یک قطره ی صغیر به دردم نمی خورد قرآن هدایت است به شرط مفسری جز آگهی خبیر به دردم نمی خورد کوری کجا عصاکش کوری دگر شود جز هادی بصیر به دردم نمی خورد اهل فرار و ترس نباشد امام من جز رهبری دلیر به دردم نمی خورد گر زنده جز به عشق علی ام خدای من جان را ز من بگیر به دردم نمی خورد من طالب پیاله ز دستان حیدرم نانی بخور نمیر به دردم نمی خورد ای عسکری به حشر پناهی سدید جو جز فحل دستگیر به دردم نمی خورد