غریب مانده ولی زهر تا اثر بکند
حسین واعظیپسندیدن0
بازدید1.1K
غریب مانده ولی زهر تا اثر بکند خدا کند جگرش را خودش خبر بکند برای اشک به خنده جواب میآید کنیز خانه به دنبال آب میآید امام شاهد طومار بیمرامیهاست امام مظهر مظلوم تشنه کامیهاست غمش کجا ببرد زخم از خودی خورده کسی که ارث ز تنهایی حسن برده به احتضار غریبش به هلهله بودند هزار جعده به فرمان حرمله بودند نمک شدند به زخمش دمی که رقصیدند به اشک بیکسی اش ناکسانه خندیدند به خاک حجره چه آرام میبرد سر را خدا به خیر کند چارچوبهی در را خدا کند که عزیز غلامها باشد نه گرم سوختن روی بامها باشد قبول سوخت ولی بیکفن نمیماند سر مطهر او بیبدن نمیماند روا نبود شبیه حسین جان دادن گلوی خویش به سر نیزهی سنان دادن کسی که گوشهی گودال زیر و رو می شد شبیه غصّه تنش شرح مو به مو میشد رسید پنجه به مو موقع بلا شده بود زمان پر زدن شاه کربلا شده بود