غبار صحن تو بر درد جان دواست بقیع!
غلامرضا سازگار (میثم)پسندیدن0
بازدید3.3K
غبار صحن تو بر درد جان دواست بقیع! خرابههای تو، باغِ بهشتِ ماست، بقیع! تو همچو فاطمه در شهر خویش تنهایی غریبی و، همه كس با تو آشناست، بقیع! اگر چه روی به كعبه نماز میخوانیم تو قبله ی دلِ مایی، خدا گواست، بقیع! به آن چهار امامی كه در بغل داری برای ما حَرَمت مثل كربلاست بقیع! به یاد چار پسر، در كنار چار مزار هنوز ناله ی اُمُّ البنین به پاست، بقیع! علی نگفت، به جان علی قسم، تو بگو كه قبرِ گمشده ی فاطمه كجاست بقیع؟ هنوز ناله ی زهراست از مدینه بلند هنوز لرزه بر اندامِ مجتبیست بقیع! قویترین سندِ غربت علی در تو عِذار نیلیِ ناموسِ كبریاست، بقیع!