عنقای قاف را هوس آشیانه بود
نیر تبریزیپسندیدن0
بازدید1.6K
عنقای قاف را هوس آشیانه بود
غوغای نینوا همه در ره بهانه بود
جایی که خورده بود می، آن جا نهاد سر
دُردیکشی که مست شراب شبانه بود
یکباره سوخت ز آتش غیرت، هوای عشق
موهومپردهای اگر اندر میانه بود
در یک طبق به جلوۀ جانان نثار کرد
هر دُرّ شاهوار کش اندر خزانه بود
نامد به جز نوای حسینی، به پرده راست
روزی که در حریم الست این ترانه بود
«باللَّه»! که جا نداشت به جز بینشان در او
آن سینهای که تیر بلا را نشانه بود
کوری نظاره کن که شکستند کوفیان
آیینهای که مَظهر حُسن یگانه بود
نینی؛ که وجه باقی حق را هلاک نیست
صورت به جاست، آینه گر رفت، باک نیست