عجب فضائل عرشی، عجب کمالی داشت
سید هاشم وفاییپسندیدن0
بازدید400+
عجب فضائل عرشی، عجب کمالی داشت چه قدر و منزلت و جلوه و جلالی داشت به پیش پرتو خورشید تیره گی محو است سپیده را چه غمی گر سیاه چالی داشت کجاست گر که عبایی از او فقط باقی است میان شور مناجات خود چه حالی داشت نگشت مانع پرواز او غل و زنجیر برای سیر و سلوکش همیشه بالی داشت چراغ خلوت او بود ذکر یا قدوس که آن حقیقت روشن دل زلالی داشت نبود غافل از اندیشه ی خدا جویی به قدر فرصت گل ها اگر مجالی داشت به گردنی که نشد خم، به پیش ظلم و ستم زِ باغ سرخ شهادت عجب مدالی داشت تمام زندگی او قیام بود و جهاد چه روزهای عزیزی، چه ماه و سالی داشت از آن دعا که به لب داشت در شب هجران امید روشنی و مژده ی وصالی داشت غمش ز بس که مقدس بود ،«وفایی» گفت امین وحی خدا از غمش ملالی داشت