عاقبت ديدى كه با آتش چراغانى شدى
یاسین قاسمیپسندیدن0
بازدید200+
عاقبت ديدى كه با آتش چراغانى شدى آزمايشگاه موشك هاى ايرانى شدى اى كه زندان بان مُشتى كودك آواره اى حال مى بينم خودت در قدس زندانى شدى اين نفس هايى كه دارى ميزنى بى فايده ست صبر كن! نزديك آن ساعات پايانى شدى سامرى را مى پرستيدى كه حالا عاقبت اينچنين مانند يك گوساله قربانى شدى دست و پا كمتر بزن! راه فرارى بر تو نيست صيد سربازان آن پير خراسانى شدى