عاشق شدم دوباره، سرم را بیاورید
محمد سهرابیپسندیدن0
بازدید1.1K
عاشق شدم دوباره، سرم را بیاورید بار گرانِ در به درم را بیاورید اصلاً سیاه شد که ز داغش شود سفید ای قوم روضه خوان، جگرم را بیاورید اولاترم من از همه بر گریه برخودم اول برای من خبرم را بیاورید بال مگس گرفت ز سیمرغ حوصله ای اهل گریه پلک ترم را بیاورید من مست حب شدم، سخن از مستحب نگو ای تاکها بر شجرم را بیاورید دستم نمیرسد که بیفتم به پای او ای اهل اوج بال و پرم را بیاورید کاشی کنید حوض دو چشم مرا و بعد هر شب برای من قمرم را بیاورید نه خوانده میشود نه نوشته، ولی بگو تشدید گریۀ سحرم را بیاورید هر "یاحسین" زخم جدیدی ست کهنه کار آن کهنۀ جدید ترم را بیاورید حالا که تا دیار تو ما را نمیبرند ما قبلمان شکست، حرم را بیاورید بر تربتم ز روضۀ اکبر زنید آب و آن گه به مرقدم پسرم را بیاورید