عاشق تمنّا میکند از آسمانها عشق را
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید600+
عاشق تمنّا میکند از آسمانها عشق را دیوانه از دیوان فقط کرده تماشا عشق را بیچاره از دنیا به جز چاره نمیخواهد ولی چون چاره مییابد گمانش کرده پیدا عشق را سائل به دنبالِ کفِ نانیست وقتی سیر شد آنکس که نان آورده بهرش کرده معنا عشق را پایِ عَلم رو به حرم در هر قدم گفتم سرم یا میدهم در راهِ عشق و عاشقی یا عشق را با دستهایم لمس خواهم کرد قبل از مُردنم شکرِ خدا پایِ ضریح از عشقتان دم میزنم عیدِ پیمبر آمده امّا دچارِ دلبرم دارم به لب لبخند میبارد ولی چشمِ ترم شکرِخدا در سایهسارِ پرچمِ جدِّ تواَم اَلمِنَّةُ لِلَّه به سائل میرسد نانِ کرم هر چند مسرورم در این جشنِ پر از شور و شعف شاهِ نجف دارد خبر از حالِ زار و مضطرم یا رحمةٌلِلعالمین دلتنگیِ نوکر ببین میدانی آقاجان دلِ من لک زده حکمِ حرم از مشهدِ سلطان بیاور عیدی یعنی این نوا که بر مشامم میرسد هر لحظه بویِ کربلا تو از حسینی و حسینت از شما خیرُالبشر دارم شبِ عیدت تمنّا از خودت نوکر بخر اِی گنبدِ خضرایِ تو رویایِ فردوسِ برین ای کاش از شهرِ مدینه قسمتم باشد سفر با بچّههایِ هیأتی مشهد نجف کربوبلا پایِ رکابِ وارثِ اسلام ماهِ منتَظَر یک جمله روضه با اُمیدِ دفعِ هر هَمُّ و غمی اِی زینتِ دوشِ نبی رویِ زمین ماندی اگر دارند سویِ خیمه میتازند فکری کُن حسین پایِ سرِ تو العجل شد ذکرِ لعلِ زینبین