طوفان اسیر در دل دریای شهر شد
سید رضا محمدیپسندیدن0
بازدید1K
طوفان اسیر در دل دریای شهر شد
مردانگی ترانۀ بیجای شهر شد
در ظلمتی که کوچه به چنگال گرگهاست
خورشید هم موافق سرمای شهر شد
در چشمهای خیره به هم بهت مبهمی است
راز نگاه مرد، معمای شهر شد
بختبلند را به فرومایگان چهکار؟
پیشانیات خطوط خطرزای شهر شد
اینجا حساب حنجره را خوب میرسند
با شیوهای که شهرۀ فردای شهر شد
حال اذان منارۀ خود را شناخته
وقتی سرت بلندترین جای شهر شد