طلوع صبح رسید و غروب شب آمد
مهدی قاسمیپسندیدن0
بازدید2
طلوع صبح رسید و غروب شب آمد دوباره جان غم و غصه ها به لب آمد به شادمانی زهرا دگر رجب آمد به روز اول آن یک امام آمده است “امام باقر علیه السلام آمده است” به باطن دل مجنون سرور ظاهر هست خوشا به حال کسی که ز شوق زائر هست که دین ما همه احیا ز قَالَ باقر هست دوباره ماه رجب، روح عشق خالص شد “ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد” به عرش و فرش ز حُسن امام ما سخن است پدر حسینی و مادر سلالهی حسن است و دیدن حرمش آرزوی قلب من است کریم زاده رسید و غلامزاده شدیم همه اسیر دم این امامزاده شدیم عزیز کردهی دادار حضرت باقر شفیع خلق گنه کار حضرت باقر شبیه حیدر کرار حضرت باقر عزیز حضرت سجاد، بهترین حصنی محمد بن علی الأمان و أدرکنی تو پنجمین ولی الله أعظمی آقا تو آسمانی و سایه فکندهای برما شکافتی تو به نورت علوم عالم را که شیعیان ز کلام تو تقویت شدهاند زراره ها به مرام تو تربیت شدهاند خدای فقه و کلام و شریعت و منبر رسیده بر تو ز جابر سلام پیغمبر ز درس و بحث خودت عالمین را آخر رهایی از غم و هجران ترس میدادی به هر دو عالم امکان تو درس میدادی تو با تمام غریبان چه آشنا هستی امیر ما، پسر سیدالبکا هستی تو یادگار غریبی کربلا هستی تو شاهد غم و اندوه بیحسین هستی تو راوی شرر درد زینبین هستی