صحبت از دستی که رزق خلق را می داد شد
محسن حنیفیپسندیدن0
بازدید48
صحبت از دستی که رزق خلق را می داد شد هرکجا شدحرف از بانو به نیکی یاد شد گردش تسبیح او افلاک را تدبیر کرد از پرسجاده اش روح القدس ایجادشد اوکه جای خود گلوبندش اسیر آزاد کرد حر هم از یمن ادب برنام او آزاد شد روضه ی رضوان رضای حضرت مرضیه است ازگل سرخ لباس او فدک آباد شد معنی نازک برای روضه اش آورده ام وقت پروازش پرستویی اسیر بادشد باپر زخمی دعاگوی شب همسایه بود دست او روزی رسان خانه ی صیاد شد این در آتش گرفته زود حاجت می دهد این در آتش گرفته پنجره فولاد شد روضهی مظلومه بعد از رفتنش مکشوفه شد تامصیبت خوان کوچه صورت مقدا شد طعنهها اورا عروس خانهی تابوت خواند قاسم او نیز زیر سنگها داماد شد