شکست حرمت نایت، شکست قلب حرم
شیخ محسن حنیفیپسندیدن0
بازدید1.1K
شکست حرمت نایت، شکست قلب حرم
به زیر بار مصیبت شکسته شد کمرم
کبوترم که شکستند بی هوا پر من
گرفت تیر سه پر مابقی بال و پرم
تو تیرخوردهای و میکشد تن من تیر
درست تیر سه شعبه نشست بر جگرم
تو را اگر که ببیند رباب میمیرد
تو را میان عبا، پشت خیمهها ببرم
سرم به زیر و سرت را به سینه چسباندم
مراقبم که نیفتد سر از تنت پسرم
دعا بکن که پدر با تو بر زمین نخورد
که نا نمانده در این نیمه جان مختصرم
جلو جلو سر من سهم نیزه میشد کاش
ولی سر تو نمیشد چنین جدا به برم