شکر خدا! دعای سحرها گرفته است
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1K
شکر خدا! دعای سحرها گرفته است
دست مرا کرامت آقا گرفته است
شکر خدا! که چشم همیشه حسینیام
اشکی برای روز مبادا گرفته است
بالِ فرشته است برای تبرّکش
اطراف چشمهای ترم را گرفته است
این جا حسینیه است، ملائک نشستهاند
جبریل هم برای خودش، جا گرفته است
این دستمال گریۀ ماه محرّمم
امروز بوی چادر زهرا گرفته است
حالا نفسنفس زدن سینههای ما
عیسی شده است و طبع مسیحا گرفته است
دیروز بین خون خودش، ریشه کرده بود
حالا درخت سیب شده، پا گرفته است