شوریدگیت داده به دل اختیار را
وحید قاسمیپسندیدن0
بازدید1K
شوریدگیت داده به دل اختیار را
با زلف دوست بسته قرار و مدار را
آیینۀ تمام نمای یل جمل
از این سپاه فتنه درآور دمار را
ابرو کشیده! حُکم نیام است این نقاب
باید مهار کرد کمی ذوالفقار را
از انعکاس نام حسن کوفه دلخور است
فریاد کن دوباره شکوه تبار را
برخیز جان فاطمه دلگیرتر نکن
تصویر بیسپاهی این شهریار را
از نیزهای که خورده به پهلوت واضح است
زرگر تلاش کرده بسنجد عیار را
با یک غرور له شده مانده است باغبان
آخر چگونه جمع کند این انار را