شرمنده ام مولا برایت کم سرودم
پسندیدن0
بازدید25
شرمنده ام مولا برایت کم سرودم با اینکه وقف نوکری باشد وجودم این ماجرا آتش زده بر تار و پودم من یک شب جمعه کنار تو نبودم یا صادق آل عبا گوشه نگاهی من که بغیر از تو ندارم تکیه گاهی از غربت تو محتشم ها گریه کردند طبل وکتل ؛سنج و علمها گریه کردند وقت نوشتن شد قلمها گریه کردند مردم برای بی حرمها گریه کردند از کودکی ام غصه ای دیرینه دارم داغ زیارت را میان سینه دارم وقتی مسافرمیشوم در شهر مشهد میگیرد این دل از غریبی شما بد بر سینه می آید غمی سنگین مجدد اینکه نداری سایبان؛گلدسته،گنبد قبری که خاکی هست و هم سطح زمین است سنگین ترین داغ تمام مومنین است باید بقیع چون کربلا آباد باشد یک گوشهی آن پنجره فولاد باشد تا که دل مهدی زهرا شاد باشد گریه برای اهل بیت آزاد باشد اینها محقق میشود آقا به زودی گور خودش را گمکند ؛آل سعودی جان تمام شیعیان قربان صادق دارم میان سفره هر شب نان صادق درد فراوان من و درمان صادق شیرین ترین رویای من؛ایوان صادق یک نافله کنج حریمت آرزویم وا میشود در صحن تو بغض گلویم