شده سهم دلم سراسر، عشق
جابر عابدیپسندیدن0
بازدید15
شده سهم دلم سراسر، عشق تا برایم شده مقدّر، عشق امشب از شوق و ذوق لبریز و می دهد مِی به ما ز ساغر، عشق باز نازل شده است اعطینا می رسد کوثری ز کوثر، عشق چه معطّر فضای زیبایی در مدینه به پاست از سَر، عشق دسته دسته ملک رسیده زمین تا بیفتد به پای دلبر، عشق چقَدَر از بهشت گل ریزند بر قدوم عزیز حیدر، عشق هیچ شب، قدرِ نورِ امشب نیست هیچ ماهی شبیه زینب نیست آب شد قلبم از تماشایش محو شد در نگاه زیبایش چشم معصوم او شبیه علی چقَدَر آشناست آوایش دختری آمده به دنیا که مثل زهراست نور سیمایش باید از آسمانیان پرسید اثر برکت قدمهایش دیدنی تر شده پیمبر با خبر جبرئیل و اهدایش صلوات و سلام حق اینکه نام زینب نوشته شد پایش چه برازنده زینت باباست دختری که تجلّی زهراست صورتش بوسه گاه پیغمبر چون خدیجه است عطر این دختر پیش عطر ملیح این مولود گلِ بی بو، گلابی از قمصر گلِ دامان فاطمه آمد خنده اش می برد دل از مادر مرج البحرين يلتقيان که رسیده است نوبت گوهر صبر گوید به هر طواف سرش نیست از دختر علی بهتر قبله ی اهل معرفت اینجاست اینکه زهرا گرفته است در بر از نگاهش فرشته می ریزد چشمهها رشته رشته می ریزد گریه اش اتفاق معنادار دلبری کرده در پی دلدار روی دست کسی به غیر حسین او نگیرد دمی دوباره قرار می شود از نگاهشان فهمید قصهی عاشقیِ بی تکرار از همین لحظه بود شکل گرفت حس خواهر برادری انگار طرحی از خاطرات فردا شد این تلاقیِ لحظهی دیدار اشک در چشم حیدر و زهراست از حدیث نگفته ای بسیار ... تا ابد قدر و آبرو دارد هر که دختر شبیه او دارد صحبت کائنات زینب شد باب خیر و برات زینب شد هم عقیله، فهیمه، عالمه هم جمع کلّ صفات، زینب شد حیدر و فاطمه، حسین و حسن از تمام جهات، زینب شد بعد تفسیر پنج تن گویا رمز صوم و صلات، زینب شد قهرمان قیام عاشورا شرح باب النجات، زینب شد نفسش شعلههای آتشِ مِهر آب و تابِ حیات، زینب شد عشق را با خدا زده پیوند دل به غارت بَرَد به یک لبخند جانِ ما هدیه ای به جانِ حرم دل ما برده تا میان حرم چه کند می شود گدا دلتنگ چقَدَر دیر شد زمان حرم حسرت یک زیارت دلچسب مانده بر سینه با امان حرم تا که هستیم کم نمی گردد غیرت ما در امتحان حرم زنده می ماند این نماز اگر برسد از حرم اذان حرم حرف ناموس حیدر است اینجا که شدیم از مدافعان حرم چه شود دیده ها جلا گیرد از کَرَم رزق کربلا گیرد...