شدم کبوتر صحن تو، پر در آوردم
حمید رضا محسناتپسندیدن0
بازدید1K
شدم کبوتر صحن تو، پر در آوردم
نبین پیاده شدم زائرت، سرآوردم
پیاده آمدنم عشق نیست، من تنها
ادای جمعی از عشاق را درآوردم
جهان به حداقل راضیام نخواهد کرد
منی که رو به سوی حداکثر آوردم
سراسر اشک و غم و سوز و آه و افغانم
برای سوگ تو ایندفعه لشگر آوردم
به حق که زیره به کرمان روانه خواهم کرد
اگر درون حرم مشک و عنبر آوردم
به چنگ شیر سپاه حسین خواهم داد
دلی که از حرم شیر خیبر آوردم