سیراب تشنگی ست به دریا چه حاجت است
شهابالدّین خالقیپسندیدن0
بازدید1K
سیراب تشنگی ست به دریا چه حاجت است
آب از سرش گذشته به سقا چه حاجت است
معراج اوست اینکه میافتد به روی خاک
دیگر سفر به عالم بالا چه حاجت است
صحرا که هست، عشق و جنون هم که هست، خب
در کربلا به بودن لیلا چه حاجت است؟
فهمیدم آن زمان که خودم ریختم به هم
در روضهات به ارباً اربا چه حاجت است
پیش حسین هم علی و هم پیمبری
پس بعدک العفا که به دنیا چه حاجت است