سلام میدهم از دور من به محضرتان
شاعران اهل بیت (ع)پسندیدن0
بازدید1.1K
سلام میدهم از دور من به محضرتان چه کرده با دل من مرقد منوّرتان تو عادتت کرم است ای جواد اهل البیت شدهاست عادت من هم گداییِ درتان تو جنس غربتت از جنس غربت حسن است میان خانه و غربت ؟ امان ز همسرتان عجیب بود که یک زهر دو هدف را سوخت نخست جسم تو و بعد قلب مادرتان دلیل همهمه کردن به پشت در این بود به گوشها نرسد تا صدای آخرتان خدائی باز هم این غیرت کبوترها که مرهمی شده بر زخم جسم پرپرتان به روی بام به جسم تو سایه گستردند که لااقل نخورد آفتاب پیکرتان به خاک دید تو را فاطمه خدا را شکر ندید حداقل روی نیزهها سرتان مسیر روضه به کرببلا مشخص شد سخن ز نیزه شد و رأس جدّ اطهرتان مصیبت دو جوان اهل بیت را سوزاند یکی غم تو و دیگر علیِ اکبرتان عطش نصیب تو شد جای شکر آن باقیست که خنجری نشد آقا نصیب حنجرتان