سلام ما به دلیرى که مرد یکدله بود!
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید1K
سلام ما به دلیرى که مرد یکدله بود!
چو شهد بود اگر چه به نام، حنظله بود
ز شیعیان ولایت که در تمامى عمر
به گرد کعبهی عشق و وفا به هروله بود
مبلّغى که ز نور ولایت قرآن
به کاروان حسینى، چراغ قافله بود
صف حسین کجا و صف یزید کجا؟
ز ارض تا به سما بین این دو فاصله بود
ز بعد موعظه رو بر قتال خصم گذاشت
که پاره پاره تن او از این مقاتله بود
سرى که داشت، به سوداى عشق جانان داد
بهشت و قُرب خدا سود این معامله بود
سلام گفت و دعا کرد بر امام مبین
حسین داد جوابش به نغمهی آمین