سلام بر مادر ياس بهشت
کمیل کاشانیپسندیدن0
بازدید600+
سلام بر مادر ياس بهشت گل تو را خدا چه نيكو سرشت مطلع شعر شور ام البنين قصيدهی شعور ام البنين اى نفست گرم تر از آفتاب پرده نشين حرم بوتراب حضرت حيدر به تو دلباخته خانهی خود بهر تو پرداخته شأن تو بس كه دلبر حيدرى شانه به شانهی على مىپرى فاطمهی دوم بيت الولى قلب تو از عشق و صفا صيقلى از تو شكوفا گل باغ يقين روشنى و چشم و چراغ يقين رونق كاشانهی مولی شدى مادر بچههاى زهرا شدى كنيز آيههاى كوثر شدى فاطمهی ديگر حيدر شدى همسر و همسفرهی شاه عرب دامنت آسمان ماه ادب ادب ز سينهی تو نوشيد شير كه شد چنين شكوهمند و دلير تو پرورش داده اى عباس را شور و شعور و عشق و احساس را نوكر آل فاطمه خواندی اش دور سر حسين چرخاندی اش چهار لاله ات فدايى شدند چه عاشقانه كربلايى شدند چو قافله سوى مدينه آمد به اشك و آه و سوز سينه آمد بشير ، شعر داغ را جار زد خزان باغ عشق را زار زد زينب تو نواى غم ساز كرد براى تو سفره ی دل باز كرد براى تو تمام ماجرا گفت حماسه ی شهود لاله ها گفت گفت كه عباس تو بى دست شد ساقى از جام عطش مست شد براى تو روضه ی علقمه خواند ز غربت يوسف فاطمه خواند روضه ی قتلگاه را شنيدى چه سخت آه از جگرت كشيدى اگر چه داغدار سقا شدى گريه كن حسين زهرا شدى به سوگ آن شهيد بى سر ، حسين ناله زدى : غريب مادر حسين بقيع ، شاهد غم و سوز تو روضه و اشك ، كار هر روز تو پيكر لاله هاى خود نديدى شكل چهار قبر مىكشيدى كنار هر كدام مى نشستى ز صبح تا به شام مى نشستى ز روضه ی تو قلب سنگ آب شد كه دشمن تو نيز بى تاب شد سوختى و سوختى و سوختى مدينه را به ناله افروختى اگر چه داغ روى داغ ديدى به چشم خود خزان باغ ديدى نخوردهاى سيلى و تازيانه دفن نشد پيكر تو شبانه چه گويم از على و غربت او سوخت مدينه از حكايت او زخم دل شكسته اش نمك خورد فاطمهی اول او كتك خورد شبانه از خانه غريبانه رفت شكسته و سوخته پروانه رفت