سلام ای رهبر آزادهی ما
حسین رحمانیپسندیدن0
بازدید500+
سلام ای رهبر آزادهی ما امیر بی نظیر سادهی ما اگرچه نا روا خیلی شنیدی به اوج آرزوی خود رسیدی هنوز این داغ در باور نگنجد غمت در سینه ی مضطر نگنجد نشسته بر سرم گرد یتیمی امان از بیکسی درد یتیمی شد عالم روضه خوانت سید ما شهادت نوش جانت سید ما شنیدی هی بد و بیراه آقا نبودی بین مخفیگاه آقا تو مثل جد خود مظلوم بودی علی بودی به غم محکوم بودی کنون که داغ تو بر سینه ی ماست وصیت های تو گنجینه ی ماست بود پاینده هم راه و مرامت شده واجب ترین کار انتقامت الا ای قوم آزاده خدا هست حسین و راه و رسم کربلا هست مشو نومیدِ غم ها که بلا هست خدا هست و خدا هست و خدا هست الا ای قوم آزاده بیایید به راه یار ، دلداده بیایید بخوان نه شرقی نه غربی اش را بخوان ان معی ربی اش را بجوشید و بجوشید و بجوشید لباس رزم آخر را بپوشید بجای مرثیه با غم بسازید برای زخم دل مرهم بسازید رجز را خار چشم دشمنان کن دلت را گرم مهر بیکران کن که صاحب دارد این خاک مطهر شده با نام حیدر هم منور بگو ایران خدا دارد خدا را امانی چون رضا دارد رضا را بگو که صاحب ما هست مهدی چرا افسردگی تا هست مهدی رجز را خار چشم دشمنان کن غمت را بین این سینه نهان کن بزن بر این حرامی ها شبیخون به آمریکای ملعون و به صهیون