سرود قمری عاشق نوید میلاد است
وحید قاسمیپسندیدن0
بازدید1K
سرود قمری عاشق نوید میلاد است
بشیر خوش خبر روز عید میلاد است
نماز شکر اقاقی به سمت قبلۀ نور
وضو گرفتن مریم ز آب دجلۀ نور
نسیم صبح، به جشن ترانه آمده است
به سوی شهر مدینه شبانه آمده است
سر منارۀ گل قاصدک اذان داده
مسیر مزرعۀ سیب را نشان داده
صدای چاوش ناقوس میرسد بر گوش
چراغ صومعه را باد میکند خاموش
ز عطر سیب تمام مدینه مدهوش است
درخت تاک در آغوش باغ بیهوش است
عجب شبی، همه جا رد نور میبینم
عجب شبی، چقدر کوه طور میبینم
شبی بزرگ، شب آفرینش مهتاب
شب تجلی ذات مقدس ارباب
شب تبسم خالق برای خلقت عشق
شب سجود ملائک به پای حضرت عشق
چه افتخار عظیمی است بهر اهل سما
شوند خادم دربار سید الشهدا
شب شکفتن گل خندۀ لب مولا
شب ظهور مسیحای حضرت زهرا
سکوت پنجرهها منطقی و سنجیده
حسین داخل گهواره تازه خوابیده
ستارهها همه مات کران چشمانش
شدند معتکف آسمان چشمانش
هزار یوسف مصری اسیر لبخندش
هزار حاتم طائی فقیر لبخندش
غرور حیدریاش جلوه ای ز ایمانش
بهشت اصلی فطرس، بهشت چشمانش
حسین فاطمه تا خنده بر پیمبر کرد
تمام آینهها را همیشه کافر کرد
ضریح لعل لبش بوسهگاه پیغمبر
شکسته قلب دقایق ز آه پیغمبر
کنار زخم جگر کاسهای نمک میدید
لبان کودک خود را ترک ترک میدید
تبسم نبوی از لبانشان افتاد
به یاد روضۀ دندان وخیزران افتاد