سرِ تعظیم به درگاهِ تو خم مانده هنوز
قاسم نعمتیپسندیدن0
بازدید16
سرِ تعظیم به درگاهِ تو خم مانده هنوز نامِ تو در صفِ ارباب ِ کرم مانده هنوز با وجودی که بدم باز پناهم دادی سایهٔ دست تو بالای سرم مانده هنوز زائرانِ حرمت زائر شش گوشه شوند متحیر ز مقام تو قلم مانده هنوز در طواف تو شوم زائر بین الحرمین در مسیر توقدم پشت قدم مانده هنوز گندم ری به دعای تو شده خرج حسین نسل در نسل در این خاک علم مانده هنوز صحن زیبای تو هر روز شود زیباتر راستی جدِّتو بی صحن و حرم مانده هنوز بوسه از خاک حرم جوشش عرفان من است شکر حق روزی من دستِ عزیز ِ حسن است سائلِ معرفت اینجا به مقامات رسید بافقی آمد و اینجا به ملاقات رسید سائلی هم اگر اینجا گذری رد شد و رفت در کرمخانه نشست و به کرامات رسید عبد سازد سحر کوی تو هر عاصی را از قنوت تو به ما فیض عبادات رسید حق شناس است حبیب تو ، که بر او بی شک از علی اصغر ششماهه فیوضات رسید اینکه تو مورد تاییدِ امامت هستی از کلام خودِ معصوم به اثبات رسید حضرت طاهر و حمزه ، بقیع و مشهد ماست رزق ما دورِ حریمِ تو به کرّات رسید از ضریح تو سحر بویِ خدا می آید بویِ سیبِ حرم ِ کرببلا می آید السلام ای شه لب تشنهٔ بی سر ارباب می رسد از حرمت نالهٔ مادر ارباب گیسویش را به روی حنجر تو ریخته است می گذارد لب خودرا روی حنجر ؛ارباب خاطراتی ز تو و رفتن ِ زینب دارد میکند یاد گرفتاری خواهر ارباب خواهرت را ته گودال کنار تو زدند خاک گودال نشسته روی معجر ارباب از تنت با چه مکافات جدایش کردند جای پا مانده به روی همه پیکر ارباب زینبِ پرده نشین همسفرِ شمر شده چه گرفتار شده دخترِ حیدر ارباب با اسیران دمِ دروازه چه بد تا کردند وای ....با چشم ِ خریدار تماشا کردند