زینب چو جسم پاک برادر نظاره کرد
نیاز جوشقانیپسندیدن0
بازدید13
زینب چو جسم پاک برادر نظاره کرد
کرد این خطاب و پیرهن صبر پاره کرد
ای تشنه لب به سوی که بعد از تو رو کنم؟
جویم که را که درد دل خود به او کنم؟
گر پرسد از تو دختر زارت چه گویمش
روزی که در مدینۀ جدّ تو رو کنم؟
یعقوب جست گمشدهی خویش را و من
در حیرتم تو را به کجا جستجو کنم؟
غسلت نداد کس که به نعشت کند نماز
جز من کز آب دیده دمادم وضو کنم
دردا حدیث درد و غمت کم نمیشود
تا روز رستخیز اگر گفتگو کنم
دردی ندیده جان که توان کرد چارهاش
زخمی نخورده دل که توانم رفو کنم
خاکم به سر که میبرم این آرزو به خاک
روزی که خاک پای تو را آرزو کنم