زین جورهـا که کرد سپـهر پر انقـلاب
رضا قلیخان هدایتپسندیدن0
بازدید1K
زین جورهـا که کرد سپـهر پر انقـلاب
در حیرتم که از چه دو عالم نشد خراب
آن خیمهای که هر سحری با صد انفعال
بیرخصت اندر آن ننـمودی رخ آفتـاب
از تـیـغ ظــلم لشکر بد اخـتر یزیــد
بشکسته شد ستونش و بگسسته شد طناب
آن زینبی که بـود نگـهـدار بـیکسـان
وز اهـل بیـت سرور دیـن، فرد انتخـاب
نامحرمان تیره دلـش تا به شهـر شـام
بر نـاقۀ برهـنه نشـانـد و بـی حجـاب
آن سر که بود زینت آغوش مصطفـی
پیوسته بود تکیـه گهـش دوش بوتـراب
ببریده شد ز خنجر کفّار، بـیسبــب
بر نیزه شد ز کیـنۀ اشرار، بـیحسـاب
از اهــل بیــت پاک برآورده گـرد چـــرخ
گفت آن چـه گفت دشمن و کرد آن چه کرد