زیباست به سمت حرمت بال گشودن
احمد علویپسندیدن0
بازدید1K
زیباست به سمت حرمت بال گشودن
در گوشۀ ایوان لبت شعر سرودن
در ساحل رویایی تو بست نشستن
یک قطره ز دریای تو را درک نمودن
میخانه به میخانه به دنبال تو گشتن
در سایۀ دستان تو یک عمر غنودن
دهها غزل ناب برای تو نوشتم
یکبار ولی صرف نشد فعل ستودن
دست از دو جهان شستهام و کار من این است
از جام تو نوشیدن و سرمست تو بودن
کار من دلداده شده آه کشیدن
کار تو از این آینه زنگار زدودن
دلدادگیام بیحد و حصر است به دستت
وقتی تویی استاد دل از دست ربودن
هر جا گرهی بود به دستان تو وا شد
هر کس که اسیر تو شد از بند رها شد