زنی که از جلواتِ بهشت طلعت داشت
روحالله قناعتیانپسندیدن0
بازدید24
زنی که از جلواتِ بهشت طلعت داشت زنی که با نفسی حق سرشت وصلت داشت زنی که خون نبوت به رگ رگش جاری همان زنی که اگر زن نبود امامت داشت زنی که طبق روایت ولیة الله است زنی که جز به علی بر همه ولایت داشت پدر به بردن نامش بدون عطر وضو همیشه در همه جا روی لب کراهت داشت همان که فیض وجودش دلیل خلقت بود همان که قدِّ بلندای عرش قدمت داشت زنی که سدره و طوبی از اول خلقت میان باغچهی خانهاش اقامت داشت زنی که بر سر سجاده عطر باران بود زنی که مخملیِ چادرش طراوت داشت دو آبگینه و یک کوزه ی سفالی و مَشک زنی که از گل احساس و عشق خلعت داشت به جمله های بفرما، به لفظ خوب بگیر به بنده پروری او فقیر عادت داشت چه عاشقانه غزلهای زندگی میخواند چه عاشقانه بر این زندگی محبت داشت به لای لاییِ (اشبه اباکِ) او سوگند به شوهرش چه قدر، فاطمه ارادت داشت برای ماندن آئینِ عشق و خوشبختی چقدر ماندن او در زمین ضرورت داشت فدای او که در این زندگی کوتاهش همیشه دغدغهی لحظهی شفاعت داشت منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک