زنده خواهم ماند تا روزِ تقاصت را ببینم
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید500+
زنده خواهم ماند تا روزِ تقاصت را ببینم این عَلم را رویِ دوشِ مسجدالأقصی ببینم زنده میمانم ببینم خفّتِ اهریمنان را ضجّهها و نالهها و مویههایِ دشمنان را زنده میمانم که روزِ خصمِ حیدر تار بینم کاخ را رویِ سرِ فرعونیان آوار بینم زنده میمانم بلیٖ دندان به دندان میفشارم پایِ خود را رویِ حلقومِ تباهی میگذارم زنده میمانم اگر چه حسرتم بوده شهادت میدهم حتماً همین دنیا نشان بر او قیامت زنده میمانم بگیرم انتقام رهبری را تا بچرخانم خدایا ذوالفقارِ حیدری را زنده میمانم ببینم میرسد آن روز موعود آهِ مظلومان کند کاخِ حرامی زود نابود میرسد روزِ ظفر روزِ فلسطین روزِ مظلوم اِنَّ وَعدَاللّهِ حق حکمِ حکیمِ ماست محتوم قطرههایِ خون او دامان صهیون را بگیرد خوکِ زرد از پا میافتد در لجن یابو بمیرد خوابِ آمریکا و اسرائیل را کابوس کردی با نفسهایت نفس در سینهها محبوس کردی خاک آیا میکند داغِ فراقت سرد ؟! هرگز مثلِ تو میبیند این دنیا به چشمش مرد؟! هرگز رفتی و کفتارها نیشِ طمع را تیز کردند بیحیاییها دو چشمِ دشمنی را هیز کردند تا نفس داریم پایِ بیرقِ عشقِ شماییم عهدِ خون بستیم با تو عاشقِ کربوبلاییم ندبه میخوانیم و میمانیم سربازِ ظهوریم العجل اِی یارِ غائب از نظر اهلِ حضوریم