زمان لطف، صحبت از حقارتم نمیکنی
محمد جواد شیرازیپسندیدن0
بازدید1.3K
زمان لطف، صحبت از حقارتم نمیکنی
کریمی و نظاره بر لیاقتم نمیکنی
تو را ز یاد میبرم زمان معصیت، ولی
مرا مؤاخذه برای غفلتم نمیکنی
دلم شکسته و کسی به داد من نمیرسد
میان راه مانده ام، حمایتم نمیکنی؟
چه نذرها نکردهام که زیر و رو شود دلم
به هر دری که میزنم اجابتم نمیکنی
اسیر ظلمت دلم شدم، عزیز فاطمه
به یک دعا مرا غریق رحمتم نمیکنی؟
اگر بناست سهم من همیشه دوریات شود
چرا مرا نمیکشی و راحتم نمیکنی؟
کسی من خراب را به سوریه نمیبرد
در این بساط عاشقی ضمانتم نمیکنی؟
فدای عمهای که با دل شکسته ناله زد
برادرم چرا نظر به غربتم نمیکنی؟
بزرگ این قبیلهام، مرا نزن عقیلهام
کمی حیا و شرم از شرافتم نمیکنی؟