زائر شدم نسیم، صدای مرا گرفت
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1.4K
زائر شدم نسیم، صدای مرا گرفت
از دستم التماس دعای مرا گرفت
یک شب، کناره پنجره فولاد مادرم
آن قدر گریه کرد، شفای مرا گرفت
یک پارچهای گره زد و تا سالهای بعد
سهمیۀ امام رضای مرا گرفت
صحن تو، آسمان تو، گنبد طلای تو
حتی مجال کرب و بلای مرا گرفت
ایمان نداشتم که ضمانت کنی مرا
تا اینکه آهو آمد و جای مرا گرفت
ای دستگیر صبح قیامت! سرم فدات
هم خانواده، هم پدر و مادرم فدات