ز هر طرف به کمان تیرِ غم زمانه گرفت
غلامرضا سازگار (میثم)پسندیدن0
بازدید7
ز هر طرف به کمان تیرِ غم زمانه گرفت دل مرا که بسی بود خون، نشانه گرفت هنوز خانهی زهرا نرفته بود زِ یاد که آتش از در و دیوار من زبانه گرفت سپاه کفر به کاشانهام هجوم آورد مرا به زمزمه و نالهی شبانه گرفت سر برهنه و پای پیاده بُرد مرا پی اذیت من بارها بهانه گرفت هنوز خستگی راه بود در بدنم که خصم، تیغ به قتلم در آن میانه گرفت هزار شکر که زهر جفا نجاتم داد مرا به موج غم از مردم زمانه گرفت چه خوب اجر رسالت گرفت آل رسول!! که گه به زهر جفا، گه به تازیانه گرفت گرفت تا سِمَت نوکری ز ما «میثم» مقام سروری و جاودانه گرفت