زُل میزند با چشمهای تر به مادر
مهدی رحیمی (زمستان)پسندیدن0
بازدید2
زُل میزند با چشمهای تر به مادر هی فاطمه در لحظهی آخر به مادر سرمایه اش را داد پای دین خدیجه پس در قبالش هدیه شد کوثر به مادر تاریخ می گوید چهل نامرد،در اصل؛ آنجا هجوم آورد یک لشکر به مادر تقسیم شد درد دو عالم بین این دو سیلی به حیدر خورد و میخ در به مادر زهرا هم آخر محسنش را خرج دین کرد مادر به دختر میرود،دختر به مادر از غنچه ای بعد از گذشت این همه سال حالا رسیده یک گل پرپر به مادر ام ابیها نیز ام المومنین شد چون می رسد این ارث از مادر به مادر ام المصائب زینب و مظلوم ارباب آقا به بابا میرود خواهر به مادر در کربلا سیراب گشت و با سه صورت با گریهاش خندید علی اصغر به مادر