ز تو ای زهر ممنونم که خود را کارگر کردی
حاج علی انسانیپسندیدن0
بازدید1.3K
ز تو ای زهر ممنونم که خود را کارگر کردی تو آخر بار من بستی و راهی سفر کردی اگر آبی بر آن ریزند بنشانند آتش را چه آبی تو؟ که در جان من ایجاد شرر کردی نه اُمیدی به ماندن دارم و نی زندگی خواهم اثر از این دو دیگر نیست تا در من اثر کردی زمین را چاک دادی بس که مهلک بودی و کاری تو که این با زمین کردی چه کار با جگر کردی سراپای وجودم درد بود و رنج بود و غم ز تو شرمندهام ای دل زِ بَس با صبر سرکردی جگر پاشیده شد از هم ولی غم از دلم بردی که عمری راحتم از خوردن خون جگر کردی دگر چشمم نمیافتد به روی قاتل زهرا پسر را کُشتی و دنبال مادر رهسپر کردی