رگهای غیرت علوی در تب قیام
مصطفی جلیلیان مصلحیپسندیدن0
بازدید1K
رگهای غیرت علوی در تب قیام
باید به قلب فاجعه زد تیغ انتقام
آشوب درد و داغ عطش سوخت باغ را
من باشم و حرم نبرد جرعهای به کام؟!
سقّای بیقرارم و باغ سپید را
باید بشارت آورم از رنگ التیام
پلکی اشاره کن به من ای پیشوای صبر
فرماندهی سپاه خدا، ای امین امام
ششماهه غنچه شد لب لعلش ترک ترک
از شدّت عطش همۀ لالهها مدام
یا رخ به ماسههای بیابان نهادهاند
یا ماندهاند سر به گریبان و سرخفام
پروانۀ قیام مرا روبهراه کن
یا خط بکش به نام علمدار، والسّلام
چون دید عزم ساقی، سردارِ ظهر خون
دستور داد: آب فقط ...، یا علی تمام ...
دارم به سوی علقمه تک میزنم سترگ
ای روبهان سست، شود کارتان تمام
این دستها به سمت هدف سیر میکنند
برگشتن از امام مرا نیست در مرام
نعش شکستهام به سوی خیمهها مبر
تقدیمت ای برادر من آخرین پیام