روحِ والای تو از جنس خدا میباشد
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید55
روحِ والای تو از جنس خدا میباشد نفَسِ سينهی تو عقدهگشا میباشد نخ سجادهی تو شهپر جبرائيل است چين پيشانی تو قبلهنما میباشد از تو میخواست خدا تا كه بمانی چندی كه حساب تو در اين خانه جدا میباشد فارقيم از هوس سِيرِ خيابانِ بهشت خاكِ زير قدمت جنت ما میباشد سائلي آمده و از تو كرم میخواهد ای كه انگشتر تو فكر گدا میباشد دل ما را بشِكن گوهر اگر میخواهی سيّدي امر نما قنبر اگر میخواهی همنشينت شرف و عزت موسا دارد هم ركابت نفس حضرت عيسا دارد هر كه گرديد گرفتار خم گيسويت در گره باز نمودن يدِ طولا دارد عرقي كه سر پيشاني تو حلقه زده پايِ هر نخل رطب قدرت دريا دارد چاهِ آبي كه خودت وقفِ يتيمان كردی هرچه دارد ز سرْ انگشت تو مولا دارد بی سبب نيست كه با تيغ دو سر میجنگی چون به يك قبضه تولا و تبرا دارد نام تو زينت دنياست خدا میداند نقش انگشتر زهراست خدا میداند مِنّتِ زلف تو دارم كه گرفتارم كرد گوهر مهر تو اينگونه خريدارم كرد كافري بيش نبودم عَلَویام كردی نفس عشق شما بود كه بيدارم كرد كار و بار دلم از مِهر شما سكه شده عاقبت عشق، مرا شُهرهی بازارم كرد سايهی لطف خودت را ز سرم كم نكنی بركت سايهی تو لايق دربارم كرد كيميايی بنما تا زرّ نابم سازی اربعينی بطلب تا كه شرابم سازی اي علمدار خدا صاحب شمشير دو سر اسداللهترين اي زرهِ پيغمبر هر كسی در پی آن است به جايی برسد سر نهادن به كف پای تو مارا خوشتر يكی از پا به ركابان حريمت حمزه گوشهای از سَكَنات و وَجَناتت جعفر ضربهای را كه تو در غزوهی احزاب زدی از عبادات ملك، جن و بشر سنگينتر كس جلودار تو ای حيدر كرار نبود شاهد قدرت بازوی تو باب الخيبر بي سبب نيست كه عباس زره میپوشد در دلِ علقمه میگفت اناابن الحيدر يل شمشير زن قطب جهان میباشی اسدالله زمين، شير زمان میباشی قامتي نيست كه در پيش قدت تا نشود ملكی نيست كه تا پيش قدت پا نشود به خداوند قسم دور حريمت مريم گر نيفتد ز نفس، مادر عيسا نشود زدی از كعبه برون تا كه بدانند همه كعبهی دل وسطِ كعبهی گِل جا نشود هر كسی قنبرتان را به تمسخر گيرد به زمينی تو بكوبيش دگر پا نشود تا كه تو آب بر اين نخل رطب میريزی خار اين نخل محال است كه خرما نشود من دخيل حرم شاهِ نجف میباشم هو مدد گر گرهی نوكريم وا نشود هر كسی خادم دربار تو در عالم نيست میتوان گفت كه از سلسلهی آدم نيست