رقیّه، دختر شاه شهیدان
محرّم خراسانیپسندیدن0
بازدید2.2K
رقیّه، دختر شاه شهیدان
ز هجران پدر شد دیده گریان
صدای گریهاش در آن دل شب
شرر زد بر دل و بر جان زینب
که ای بابا! که ای بابا! کجایی؟
چرا از کودکان خود جدایی؟
خرابه سوخت زآن ناله سراسر
پدر با سر پی دیدار دختر
دگر ویرانه شد آباد آن شب
دل دردانه بس شد شاد آن شب
دگر رفت از دلش صبر و تحمّل
سخن میگفت با گل همچو بلبل
به لبهای پدر لب تا که بنهاد
ببوسید، از نفس افتاد و جان داد
سکوت ای «محرم»! از این ماجرا کن
تقاضای جواز کربلا کن