رفتی و با رفتنت چه بر سر من رفت
علی اکبر لطیفیانپسندیدن7
بازدید2.6K
رفتی و با رفتنت چه بر سر من رفت هر چه توان داشتم ز پیکر من رفت پشت و پناه یکی دو روزهی من نه یک جَبلُالرّحمه از برابر من رفت نیست کمر درد من به خاطر اكبر دردم از این است که برادر من رفت گفتم ابوالفضل هست غصه ندارم عیب ندارد اگر که اكبر من رفت بسکه بلند است هلهله به گمانم كوفه خبر دار شد که لشگر من رفت زود زمین خوردن من علتش این است تیر به بال تو خورد و در پر من رفت خواهر من یک به یک به اهل حرم گفت وای ابوالفضل رفت... معجر من رفت گفت مرا هم ببر به علقمه... گفتم زودتر از رفتن تو مادر من رفت طفل رضيع مرا رباب کفن کرد فکر کنم دیده ی آب آور من رفت جان حسین روی نیزه باش مراقب دیدی اگر سمت کوفه خواهر من رفت علی اکبر لطیفیان