رصد کن رد پایم را پس از این در بیابانها
حسنا محمدزادهپسندیدن0
بازدید1K
رصد کن رد پایم را پس از این در بیابانها
سرم را روی دست باد بر دوش نیستانها
رصد کن آسمان پیکرم را با هزار اختر
میان ریگ های داغ، در آغوش میدانها
از اینجا میروم تا بعد از این با چشمۀ خونم
نخشکد در دل سنگ زمین از ریشه ایمانها
زمین از عطر گلدانم بهاری میشود روزی
نمیماند جهان، سیلی خور ِ بیداد توفانها
تمام راه را با صبر خواهم رفت تا هرگز
نیفتد رود ِ آرام و زلالم دست طغیانها
خداحافظ بقیع ِ دست بر پهلوی ِ بی سامان!
خداحافظ گل ِ یاس ِ نهان در قلب گلدانها!
***
چه آرام و دل انگیز است آن نامی که میچرخد
همیشه بر لب ِ خشکیده و عطشان ِ دورانها