ذرّاتِ جهانند در نغمهی سبحان
محمود ژولیدهپسندیدن0
بازدید15
ذرّاتِ جهانند در نغمهی سبحان تسبیحِ الهی ست، کار همه ایشان لا حول بخوانند ارکانِ سماوات تکبیر بگویند با حوری و غِلمان دارند ملائک این زمزمه یک یک تبریک به احمد تعظیم به رحمان ممدوحِ خداوند مسجودِ ملائک شد قبلهی عالم شد کعبه ی دوران آن مادرِ خلقت آن بانوی عصمت آمد ز مَشیّت حنّانهی حنان سُبّوح بخوانید قدوس بگوئید طوبای مقدّس شد در سایهی رضوان هم طیّبه آمد هم طاهره آمد هم راضیه آمد هم مرضیه، ای جان آن بانوی توحید آن دختر خورشید آن نور که تابید شد فاطمه باران محبوبهی داور، مادر به پیمبر همتاست به حیدر یکتاست به ایمان هم ذکرِ کثیر است هم خیرِ کثیر است هم کوثر طاهاست هم کوثر قرآن هم سورهی کوثر هم سورهی توحید هم سورهی یاسین هم سورهی انسان منصورهی بالاست مستورهی والاست هم شمس دُر اَفشان هم ماه درخشان اِنسیهی حَوراء مُستَجمَعِ أسماء هم زهرهی زهراء هم زهرهی تابان مِحور به کسا اوست خود آل عبا اوست اُمُ النُّجبا اوست سرمایهی ایمان زد بوسه به دستش پیغمبر اکرم تا خلق بدانند زهراست به او جان برتر ز نبی اوست بهتر ز وصی اوست لولاک به شأنش با آیه و برهان او جانِ محمد جانان محمد او همدم حیدر او همسر سلطان او اُسوهی طاعت الگوی شجاعت اُم الحسنین است مادر به محبان خِلقت ز طُفیلش هستی است به ذِیلش جنّات به مِیلش هم باغ و گلستان هنگام نمازش در راز و نیازش سرمستِ قنوتش شد عالم امکان بانوی بهشت است خوشبوی بهشت است آن شافعهی حشر آن آخرِ مردان پیروزیِ حیدر از قلعهی خیبر تا بدر و حنین است تا محضرِ جانان او یار علی شد همراه ولی شد از گوشهی خانه تا صحنهی میدان عُزلت نگزیند گوشه ننشیند این است سیاست، این الگوی عرفان رزمندهی جانباز بانوی سرافراز در عرصهی پیکار در لحظهی طوفان بازوی ولایت نیروی نبوت این است فدایی این است مسلمان در روزِ قرارش ماندند به کارش از یاسر و مقداد تا بوذر و سلمان آن خطبهی غَرّاء می کرد چو انشاء در معرکه برخاست فریاد ز شیطان با عزمِ تمامش شد یار امامش اقدام و قیامش دین را سر و سامان ما پیرو اوییم دست از همه شوییم یا فاطمه گوییم در راه شهیدان ماییم و ولایش هستیم گدایش ما رَعیتِ زهرا، او صاحب ایران این مُلکِ حسین است هرگز نرسد دست ای بیخبرِ پست! این جاست خراسان این خاک، حسینی است این ارضِ خمینی است با رهبر خود عهد، بستیم هزاران با دوستِ او دوست، با دشمنِ او خصم خون در رگِ ما هست با فاطمه جوشان هر جا که شود ظلم، یاریم به مظلوم هستیم وفادار، مائیم مسلمان دشمن شرر افروخت دامانِ یمن سوخت امروز وظیفه است لعنِ عربستان