دیدن غربت بابا سخته
امیر قربانی فرپسندیدن0
بازدید23
دیدن غربت بابا سخته دیدن خنده ی اعدا سخته اگه پیش تو با ضرب سیلی مادرت بیفته از پا سخته دیدن گریهی مادر سخته دیدن هجوم لشکر سخته اگه پهلوی گلت مقابلت بشکنه با ضربه در سخته دست بابا وسط طناب اعدا ، ای وای کاریکردن که بابام بیفته از پا ، ای وای با قلاف و تازیونه شون یک لشکر ریختن به سر مادر من اونجا ، ای وای امون ازین ، مردم مدینه توی دلم ، این حرف سنگینه که میخ در ، انگاری خونینه رنگ یاست بشه تیره سخته هی ازت روشو بگیره سخته اگه مادرت جلوی چشمات هی دعا کنه بمیره سخته صحبت از یاس خمیده سخته صحبت از رنگ پریده سخته برسی بالین مادر اما ببینی جواب نمیده سخته توی کوچه اوج غربتش رو می فهمیدم چادر خاکیشو با اشک چشام بوسیدم خدا نیدونه که جونم روی لبهام اومد وقتی که گوشوارهی شکسته رو می دیدم به کی بگم ، از غربت حیدر به کی بگم ، از پهلوی مادر به کی بگم ، از هجوم اون در امیر قربانی فر https://www.beharalashar.ir/ beharalashar@