دورهم جمعند هرشب دلبر و دلدارها
حسین رحمانیپسندیدن0
بازدید100+
دورهم جمعند هرشب دلبر و دلدارها خوش به احوال پریشان همه بیدارها توبه کردم هی شکستم توبهها را پشت هم … خسته ام من از خودم ازینهمه تکرارها درد دین دیگر ندارم …دل به غفلت داده ام وای اگر اسمم رود در زمرهی بی عارها ربی ” افنیت شبابی” دست خالی آمدم ورشکسته بنده ام سرخورده از بازارها عاقبت این بنده آلوده لایق می شود بینتیجه که نمی ماند همه اصرارها نا امید از رحمتت هرگز نبودم , نیستم بدتر ازمن را تو بخشیدی خدایا بارها خسته و زخمی بدرگاه تو برگشتم کنون دیدم از شیطان و نفسم لطمه و آزارها روضه ارباب آزادم کرده از دام بلا دستگیری می کند ارباب از بدکارها بعد مغرب بود آب آزاد شد در کربلا آب خوش پایین نرفت از ین گلو افطارها