دوباره یاد مادری که کشته پشت در شده
مهدی مقیمیپسندیدن0
بازدید1.1K
دوباره یاد مادری که کشته پشت در شده
دوباره حرف آتش و دری که شعلهور شده
به یاد غربت علی دوباره بسته ریسمان
به جای گردن پدر به گردن پسر شده
مدینه شاهد است که ظلم ز کوچه باب شد
که بر تمام خانواده ظلم مستمر شده
نیمۀ شب برهنه پا در پی مرکب عدو
دویده، هر چه بیشتر کشیده، بیشتر شده
شکسته حرمتش ولی دلش شکسته بیشتر
به یاد مادری که خود شکسته بال و پر شده
امام سالخورده را مکش میان کوچهها
ابن ربیع شرم کن، فاطمه خون جگر شده
هست مسیر روضهها همیشه سمت کربلا
روضه دوباره وصل به کرببلا اگر شده
مانده حسین بی معین، پیکر اوست بر زمین
لشگر شام و کوفه از واقعه باخبر شده
هرکه رسید ضربه زد به سنگ و تیغ یا عصا
چند هزار تن نگر قاتل یک نفر شده
بماند اینکه سینهاش سبک نکرده هیچ کس
که جای پای شمر هم سینۀ محتضر شده
خدا کند دروغ باشد اینکه من شنیدهام
حسین با دوازده ضربه بدون سر شده
وای ز حال مادرش، چه سخت بود خواهرش
رسید و دید پیکری که خرد و مختصر شده