دوباره بوی محرم؛ دوباره بوی خدا
یاسر حوتیپسندیدن0
بازدید1K
دوباره بوی محرم؛ دوباره بوی خدا
دوباره روضۀ ارباب، روضۀ سقا
دوباره هیئت و زنجیر و سینه و لطمه
دوباره بیرق سرخ حسین و بزم عزا
دوباره هروله شور کوچه واکردن
دوباره «وعدۀ دیدارمان به کرب و بلا ...»
کتیبهها و سیاهیّ و محتشم خوانی
دوباره ناله و آه و بساط اشک و بکا
دوباره روضۀ تیر و کمان و طفل رباب
که تشنه پرزده جوجه ز ساحل دریا
دوباره صیحۀ ارباب و نالۀ ولدی
کنار پیکر صد چاک اکبر لیلا
دوباره گریۀ طفل سه سالهای مضطر
که بوسه زد به گلوی بریدۀ بابا
دوباره شام غریبان و آتش و دود و
صدای سیلی و اشک یتیم در صحرا
تمام دشت ز طیر و وحوش سیرابند
عزیز فاطمه تشنه است، اف به تو دنیا
دوباره بانوی پهلو شکستهای خواند
کنار گودی مقتل «غریب مادر» را
دوباره شیهۀ اسبی که واژگون زین است
که دید زینب و آهی کشید «وااُما»
کسی که زینت دوش حبیب داور بود
تنش سه نقطه و رأس بریدهاش اما