دوباره بغض و کمی آه، علتش این است
محمد جواد شیرازیپسندیدن0
بازدید1K
دوباره بغض و کمی آه، علتش این است
حرم نرفته بمیرم؟ خجالتش این است
«سلام میدهم از بام خانه سمت حرم
ببخش نوکرتان را، بضاعتش این است»
هنوز توبه نکرده، مرا خرید آقا
محبت و کرم یار سرعتش این است
به ذکر و نام قشنگش لبم شده شیرین
تمام لذت فرهاد و خلوتش این است
رقیق شد دل آلوده از گناهم باز
کمی ز معجزۀ چای هیئتش این است
به قطره قطرۀ اشکم ملک خورد غبطه
که اشک روضۀ ارباب، قیمتش این است
شفای هر مرضی گشت، خاک تربت دوست
چهها کند نظرش آنکه تربتش این است
عجیب نیست که بدکاره هم شود زاهد
که جذبۀ نظر یار، قدرتش این است
محبتش ز ازل با گلم شد آغشته
که ماجرای من و عشق، قدمتش این است
خوشا میان عزا جان دهم، همه گویند:
غلام کوی حسینیه قسمتش این است