دو سه روز است خانه دلگیر است
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید13.2K
دو سه روز است خانه دلگیر است دو سه روز است مثلِ بارانیم دو سه روز است همدمِ اشکیم دو سه روز است روضه میخوانیم دو سه روز است کوفه نشنیده نغمههایِ خوشِ اذانت را وقتِ افطار بر سرِ سفره یاد کردیم لقمهِ نانت را دو سه روز است مثلِ فاطمیه دورِ هم گریه میکنیم ولی .... روضهها رنگِ دیگری دارد ختمِ آن است ذکرِ وای علی دو سه روز است نان و خرما را حسنت میبرد برایِ یتیم میدهد سهمِ کودکان را بعد میکند بغض مثلِ کوچه کریم دو سه روز است قلبِ زینب را داده آزار حرفِ بیپایه شده اوضاع مدینهای انگار باز هم طعنههایِ همسایه دو سه روز است چاه و نخلستان شده دلتنگِ ربّنایِ علی شده رویایِ مسجد و محراب گریه و سجده و دعایِ علی دو سه روز است کوفه فهمیده میرسید از کجا غذایِ فقیر از کجا میرسید خرمایی تا شود باز روزههایِ فقیر دو سه روز است اشک میریزد گاه و بیگاه از غمت حسنم بیش از پیش لرزه میافتد با دعایِ کمیل بر بدنم دو سه روز است چشمِ عبّاسم سرخ مثلِ زمانِ جنگ شده کوچه پسکوچههایِ کوفه پر از خِشت و خاشاک و قلوهسنگ شده دو سه روز است دخترِ حیدر خوابهایِ عجیب میبیند گاه گودال و خنجر و حنجر گاه شیبالخضیب میبیند دو سه روز است کربلاییام چشم بر چشمِ یار میدوزم مانده در بقچه یک کفن باقی وَ به یادِ نگار میسوزم دو سه روز است سخت میخواهم بزنم بوسه بر گلویِ حسین وای از دود و خون و خاکستر پنجهیِ گرگها و مویِ حسین دو سه روز است درسِ قرآنم سورهیِ کهفِ نِینشین شده است سینهام مثلِ دامن و خیمه یا درِ خانه آتشین شده است دو سه روز است مثلِ بابایم میکنم گریه یادِ لب تشنه وای از لحظهای که میبینم بر رویِ حلقِ دلبرم دشنه دو سه روز است بیشتر دارم انتظارِ وصالِ دلدارم با دعایِ فرج پس از روضه به امیدِ وصال میبارم