دلم از غصهات ای یار به هم میریزد
محمود اسدیپسندیدن0
بازدید12
دلم از غصهات ای یار به هم میریزد غنچه ات از ستم خار به هم می ریزد درو دیوار هم از غربت من می گریند از غم من درو دیوار به هم می ریزد زود برگرد وگرنه که برت گردانند می شود جسم تو خونبار به هم می ریزد قصدشان است به گودال بریزند سرت پیکرت یکصدو ده بار به هم می ریزد همه هم گر بروند شمر ولی ول کن نیست سینه از چکمه ای انگار به هم می ریزد به سوی کوفه میا ای گل زهرا ورنه خواهرت بر سر بازار به هم می ریزد گفتم ای طوعه فقط پشت در خانه میا مسلم از قصهی مسمار به هم می ریزد