دل را مقیم درگه جانان نوشتهاند
مجتبی روشن روانپسندیدن0
بازدید1K
دل را مقیم درگه جانان نوشتهاند
ما را غلام حضرت سلطان نوشتهاند
آتش ز سوز سینۀ ما آفریده شد
چون عشق تو به سینۀ سوزان نوشتهاند
تو سفرهدار عشقی و ما ریزهخوار تو
ما را کنار چشم تو مهمان نوشتهاند
دل ذره ذره میشود از یک نگاه تو
گویا ز روی چشم تو قرآن نوشتهاند
روز ازل که قرعه به نام تو میزدند
ما را برای عشق تو قربان نوشتهاند
دل میتپد به سینه ز فکر جمال تو
اصلا مرا ز عشق تو حیران نوشتهاند
از آن شبی که دل ز دل ما ربودهای
ما را انیس دیدۀ گریان نوشتهاند
ما از محرم و صفر و فاطمیهایم
ما را یتیم سورۀ انسان نوشتهاند