دل از جهان بریدم و گفتم حسین حسین
سید رضا مویدپسندیدن0
بازدید1.1K
دل از جهان بریدم و گفتم حسین حسین
عشقش به جان خریدم و گفتم حسین حسین
دادند چون که بادهی قالوا بلى مرا
ز آن جرعهاى چشیدم و گفتم حسین حسین
عکس جمال دوست در آیینهی ضمیر
در یک نگاه دیدم و گفتم حسین حسین
چون مرغ پر شکستهی از آشیان جدا
تا کوى او پریدم و گفتم حسین حسین
میگفت «یا حسین» شب و روز مادرم
من هم از او شنیدم و گفتم حسین حسین
هر جا مجال یافتمى، بزم ماتمش
با اشک و آه چیدم و گفتم حسین حسین
برگرد شمع روشن بزم عزاى او
پروانهسان پریدم و گفتم حسین حسین
در نیمههاى شب به امید حریم او
آه از جگر کشیدم و گفتم حسین حسین
گاهى زدم به سینه و گاهى به سر زدم
گه پیرهن دریدم و گفتم حسین حسین
دنبال دستههاى حسینى برهنه پا
در کوچهها دویدم و گفتم حسین حسین
مهر حسین، دار و ندار «مؤیّد» است
دل از جهان بریدم و گفتم حسین حسین